محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
297
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خانهاى ناپايدار و جايگاه سختى و مشكلات است . ساكنان دنيا در حال كوچ كردن و اقامت گزيدگانش به جدايى محكومند . مردم را چونان كشتى طوفان زده در دل درياها مىلرزاند ، برخى از آنان در دل آب مرده و برخى ديگر بر روى امواج جان سالم بهدر برده و بادها با وزيدن آنها را به اينسو و آنسو مىكشاند و هرجا كه خواهد مىبرد . پس آن را كه در آب مىميرد نمىتوان گرفت و آنكه رها شده نيز به سوى مرگ مىرود . اى بندگان خدا ، هماكنون عمل كنيد ، كه زبانها آزاد و بدنها سالم و اعضاء و جوارح آمادهاند و راه بازگشت فراهم . فرصت زياد است ، پيش از آنكه وقت از دست برود و مرگ فرارسد ، پس فرارسيدن مرگ را حتمى ، بشماريد و در انتظار آمدنش به سر نبريد . واژهشناسى دار شخوص : خانه فراق و جدايى . التنغيص : ناخوشايند ساختن . ظاعن : كوچنده . قاطن : مقيم . بائن : جداشده . تميد : مضطرب مىشود . لجج : جمع « لجة » به معناى حوضچه بزرگ آب . الوبق : هلاك شده . لدنة : نرمى . الارهاق : نزديكى موعد .